الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
757
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
شايد مقصود اين است كه منظور مثلهائى كه خدا زده است داستانسرائى نيست بلكه براى آگاهى امت اسلامى است تا از بد كردارى كناره كنند و به خوشرفتارى گرايند و نمونهء بزرگ اين داستان همان داستان پيشوائى امت است كه غصب خلافت كردند و با ستمكاران در آن هم داستان شدند ، يا براى آنكه آنان را پند و اندرز دادند و نپذيرفتند تا عذاب دنيا و آخرت بر آنها فرود آمد . از مجلسى ( ره ) - شك نيست كه ولايت امير المؤمنين ( ع ) پايهء استقامت بر دين يگانهپرستى است . از طبرسى در تفسير اصل آيهء : « و چون خوانده شود بر آنها آيات ما آشكارا » در حلال و حرام و سائر دستورات « بگويند آنها كه اميد به ديدار ما ندارند » يعنى ايمان به قيامت و زنده شدن ندارند و بيم از كيفر ما و اميد در ثواب ما ندارند « بياور براى ما قرآنى جز اين كه تلاوت كنى يا آن را عوض كن » يعنى خلاف آنچه مىخوانى باشد ، و فرق ميان دو پيشنهاد اين است كه آوردن ديگرى با خود آن جمع مىشود ولى تبديلش تنها به رفع آن است . و گفتهاند معنى تبديلش ، تغيير احكام آن است از حلال و حرام و مقصودشان اين بوده كه تكليف از آنها ساقط باشد و هر چه خواهند بكنند ، « بگو اى محمد مرا نرسد كه از پيش خود آن را تبديل كنم » زيرا آن معجزه است و من خود نتوانم مانند آن را بياوريم من نتوانم پيروى كنم جز آنچه به من وحى رسد ، انتهى . من مىگويم تأويل امام ( ع ) از اين تفسير پُر دور نيست زيرا عمده چيزى كه مشركان و منافقان بد داشتند همان ولايت على ( ع ) بود براى آنكه بسيار از آنها اسير كرده بود و كشته بود و مقصودشان اين بود كه يا آيات فضل على ( ع ) در قرآن نباشد يا قرآنى باشد كه ذكرى از على ( ع ) در آن نباشد .